فارسی
العربی
English
به پورتال مديريت الكترونيك اتحادیه تشکل‌های قرآن و عترت کشور خوش آمديد.
چهارشنبه ٢٦ تير ١٣٩٨ -
عناوین اصلی
صفحه اصلیمعرفی اتحادیهامور مؤسساتدفاتر منطقه‌ایدفاتر استانیبیمه فعالان قرآنیتالار گفتگواطلاعیه‌ها و آیین‌نامه‌هاورود به پایگاه خبری "اتقان‌نیوز"
ورود به سیستم
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:

بانک پرسش و پاسخ

 صفحه اصلی گروه قرآن و تفسیر
 
آخرین پرسش و پاسخ های گروه قرآن و تفسیر
معناى مكر خداوند در قرآن چيست؟
معناى مكر: "مكر" در لغت به معناى تدبير است. اعمّ از آن كه اصل تدبير خوب باشد يا بد،[1] و يا اين تدبير در كار بد باشد و يا در كار خوب. گرچه بعضى مكر را به فريب دادن معنا كرده‏اند و چنانچه به خدا نسبت داده شود به معناى پاداش و كيفر نيرنگ و فريب است.[2]
"مكر الاهى": با ملاحظه‏ى آياتى كه كلمه‏ى "مكر" در آن به كار رفته[3] درخواهيم يافت كه مُراد از معناى "مكر" همان تدبير و چاره انديشى است منتها گاهى خوب و گاهى زيان آور است به عنوان مثال در آيه ی شريفه‏ى «وَ يمكرون و يكمر اللَّه واللَّه خَير الماكِرين».[4] مُراد از "يَمكُرُون" حيله و تدبير مشركين است كه مى‏خواستند حضرت رسول (ص) را بكشند يا زندانى كنند و مراد از "يَمكُرُ اللَّهُ" همان تدبير خداوند است كه آن حضرت را مأمور به هجرت نمود. و همين كه مى‏بينيم كلمه‏ى "مكر" همراه با وصف "السَّيِئّى" در قرآن به كار رفته[5] دليل بر آن است كه "مكر" گاهى بد و گاهى خوب است. بنابراين، آيات متعددى كه"مكر" را به خدا نسبت مى‏دهند، منظور آن است كه مالك تدبير كلّى خداست و هيچ تدبيرى نمى‏تواند از دايره‏ى تدبير او خارج باشد. به همين جهت، خداوند تبارك و تعالى فوق هر تدبير كننده‏اى است،[6] و آيه‏ى شريفه ی سوره ی رعد[7] صريحاً دلالت دارد بر اين كه تدبير كلّى مال خداست و تدبير ديگران در مقابل تدبير خدا هيچ است و كارى از پيش نمى‏تواند ببرد.[8]
پی نوشتها:
[1] قرشى، سيد على اكبر، قاموس قرآن، ج 6، ص 265.
[2] المنجد، ترجمه، محمد بندر ريكى، ج 2، ص 1820.
[3] اعراف، 99 و 123؛ فاطر، 10 و 43؛ رعد، 33 و 42؛ سباء، 33؛ يونس، 21؛ آل عمران، 54 ؛ النحل، 26 و 45؛ النمل، 50 و 51؛ نوح، 22؛ ابراهيم، 46؛ يوسف، 13؛ غافر، 45.
[4] انفال، 30.
[5] فاطر، 43.
[6] آل عمران، 54.
[7] رعد، 42.
[8] طباطبايى، سید محمد حسین، الميزان، ترجمه، موسوى همدانى، ج 12، ص 355، 20 جلدى، ناشر انتشارات اسلامى.
منبع: http://farsi.islamquest.net
مفسران ما كلمۀ "و اضربوهن" (زنان را بزنید) را در آیۀ نشوز چگونه تفسیر و یا توجیه نموده اند؟
در تعالیم اسلام، زنان از جایگاه با ارزشی برخوردارند و در روایات پیامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) مورد توصیف و تمجید قرار گرفته اند. در روایات ما زنان صالح به عنوان منشأ خیر و برکت و با ارزش تر از گرانبهاترین و بهترین متاع دنیا معرفی شده اند. همچنین اسلام تنبیه زنان را ممنوع دانسته و مردانی را که مرتکب این عمل شوند، بدترین موجودات می داند. تنها یک مورد استثنا شده است و آن زنانی هستند که حقوق شوهران شان را نادیده گرفته و تمهیدات دیگر در هدایت آنان کارگر نیفتد. نشوز زنان و اجازۀ زدن آنها درآیۀ 34 سورۀ نساء اشاره به این دسته از زنان است.
در این آیه ابتدا صفات زنان شایسته و مطیع بیان شده است. سپس خداوند برای همسران زنانی که احتمال دارد ناشزه (ناسازگار) باشند، وظایفی را بیان می دارد. مرحلۀ اول، پند و اندرز نسبت به این گونه از زنان است. مرحلۀ دوم، دوری از آنها در بستر است که نسبت به مرحلۀ اول کمی شدیدتر است و سپس در مرحلۀ سوم مسئلۀ زدن مطرح می شود. در این باره باید به چند نکته توجه داشت:
1. این مرحله؛ آخرین مرحله است و طبیعی است در صورتی که مراحل پیشین جواب گو باشد این مرحله اجرا نخواهد شد.
2. تنبیه بدنی؛ طبق کتب فقهی، باید ملایم و خفیف بوده و باعث شکستگی و جراحت و کبودی بدن نشود.
3. تنبیه بدنی؛ خود نیز دارای مراتبی است و حتی در روایات به زدن با چوب مسواک هم اشاره شده است. پس در صورتی که مرتبۀ پایین جواب گو باشد، مرتبۀ بالاتر جایز نخواهد بود.
4. این مسئله مختص به زنان نبوده و در مسئلۀ ناسازگاری مردان نیز حاکم شرع موظف است مردان متخلف را از طرق مختلف و حتی تعزیر (تنبیه بدنی) به وظایف خود آشنا نماید.
منبع: http://farsi.islamquest.net
اصطلاح "آیات سخره" به کدام یک از آیات قرآن اطلاق می شود؟
به آیات 54 تا 56 سورۀ اعراف "آیات سخره" گفته می شود.
متن آیات به این صورت است: "انّ ربّکم الله الذی خلق السّموات و الارض فی ستّة ایّام ثمّ استوی علی العرش یغشی اللّیل النّهار یطلبه حثیثاً والشّمس والقمر والنّجوم مسخّرات بامره الا له الخلق والامر تبارک الله ربّ العالمین * ادعوا ربّکم تضرّعاً و خفیة انّه لایحبّ المعتدین * و لاتفسدوا فی الارض بعد اصلاحها و ادعوه خوفاً و طمعاً انّ رحمةالله قریب من المحسنین".
در مورد آثار قرائت این آیات، مطالب زیادی در روایات آمده است؛ از جمله این که قرائت این آیات (هفتاد بار) موجب رفع شرّ شیطان های جنّی و انسی می شود.[1]
پی نوشت:
[1] مستدرك ‏الوسائل، ج 4، ص 169؛ من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 521،ح 3134؛ جامع الدعوات، ص 19؛ اصول کافی، ج 1، کتاب الحجة، ص 279؛ مرآة العقول، ج 1، ص 252؛ اصول کافی، ج 2، ص 392؛ نک: حسن زاده آملی، حسن، هزار و یک نکته، نکتۀ 978، ص 799.ر
منبع: http://farsi.islamquest.net
معنای کلمۀ مبارک "علي" چیست؟ و چند بار در قرآن آمده است؟ و علي در قرآن نام کیست؟
لسان العرب در معنای "علي" آورده است: "رَجُلٌ عَلِيٌّ أَي شريف"؛ هرگاه گفته شود "مرد علي" یعنی شخصی که والامقام و بلند مرتبه است.[1]‏ مفردات در معنای "علي" می گوید: العَليُّ: هو الرّفيع القدر من: عَلِيَ ؛ علي یعنی بلند مرتبه.[2]
این کلمه در قرآن، به عنوان صفت خداوند(نه اسم) آمده است و به همین معنا است.
کلمۀ "علي" با مشتقات هم معنایش یعنی: العلي ، علیاً، و در اعراب مختلف، هشت بار آمده است.[3]
پی نوشتها:
[1] لسان العرب،ج15،ص83.
[2] المفردات في غريب القرآن، ص: 582.
[3] آیات:12غافر،255بقره،62حج،30لقمان،23سبأ،4شوری،51شوری،34نساء.
منبع: http://farsi.islamquest.net

 
 
آخرین پرسش و پاسخ های گروه عقاید
خداوند چرا شيطان را آفريد ؟ با اينكه مى دانست سرچشمه وسوسه ها و گمراهيهامى شود ؟
اولا خـلـقـت شـيـطـان از آغاز خلقت پاك و بى عيبى بود سپس با سوءاستفاده از آزادى خودبناى طغيان و سركشى گذاشت و رانده درگاه خداوند گرديد ثانيا وجود شيطان براى پيوندگان راه حـق نـه تنها زيانبخش نيست بلكه رمز تكامل نيز محسوب مى شود زيراوجود يك دشمن قوى در مـقـابل انسان باعث پرورش و ورزيدگى او مى گردد نتيجه اينكه شيطان گرچه به حكم آزادى اراده در بـرابـر اعـمـال خـلاف خود مسئول است ولى وسوسه هاى او , زيانى براى بندگان خدا و آنهايى كه مى خواهند در راه حق گام بردارند نخواهدداشت بلكه بطور غير مستقيم براى آنها ثمر بخش خواهد بود .
منبع : تفسير نمونه، آیت الله العظمی مكارم شيرازى و ديگران ج 6 ص 111
خـداونـد بـا وجـود قـدرت بـى انتهايى كه دارد مى توانست همه آسمانها و زمين را در يك لحظه بيافريند چرا آنها را در دورانهاى طولانى قرار داد ؟
آفـرينش اگر در يك لحظه مى بود , كمتر مى توانست از عظمت و قدرت و علم آفريدگارحكايت كـنـد امـا هنگامى كه در مراحل مختلف و چهره هاى گوناگون طبق برنامه هاى منظم و حساب شده انجام گيرد دليل روشنترى براى شناسايى آفريدگار خواهد بود .
منبع : تفسير نمونه، آیت الله العظمی مكارم شيرازى و ديگران ج 6 ص 203
اگـر هدف از آفرينش انسان تكامل بوده چرا خداوند از آغاز انسان را در همه ابعاد , كامل نيافريد تا نيازى به پيمودن مراحل تكامل نبوده باشد ؟
بـه تـعـبـير ديگر تكامل آن است كه انسان راه را با پاى خود و اراده و تصميم خويش بپيمايد , اگر دسـت او را بـگـيـرنـد و بـه زور ببرند نه افتخار است و نه تكامل , لذا در آيات مختلف قرآن به اين واقعيت تصريح شده كه اگر خدا مى خواست همه مردم را به اجبار ايمان مى آوردند ولى اين ايمان براى آنها سودى نداشت .
منبع : تفسير نمونه، آیت الله العظمی مكارم شيرازى و ديگران ج 13 ص 375
مصلحت الهی را توضیح دهید؟
اراده الهى به صورت گزاف و بى حساب به ايجاد چيزى تعلق نمى گيرد بلكه آنچه اصاله مورد تعلق اراده الـهى واقع مى شود , جهت كمال و خير اشياء است و چون تزاحم ماديات موجب نقص و زيان بـعضى بوسيله بعضى ديگر مى شود , مقتضاى محبت الهى به كمال , اين است كه پيدايش مجموع آنها بگونه اى باشد كه خير و كمال بيشترى برآنها مترتب شود و از سنجيدن اينگونه روابط , مفهوم مـصـلـحـت بـدست مى آيد وگرنه مصلحت امرى مستقل از وجود مخلوقات نيست كه تاثيرى در پيدايش آنها داشته باشد ,چه رسد به اين كه در اراده الهى اثر بگذارد .
منبع: آموزش عقايد، آیت الله محمد تقى مصباح يزدى
 
آخرین پرسش و پاسخ های گروه اخلاق
توبه «نصوح» يعني چه؟
دربين مردم راجع به آيه شريفه: «يا ايها الَّذين آمنوا توبوا إلي الله توبهًْ نصوحا» گفتگوهايي است،معني اين آيه را با صراحت بيان كنيد.
جواب: «نصح» در لغت به معني خالص بودن است؛ بنابراين، «توبه نصوح» عبارت است از توبه خالص از گناه و لازمه چنين توبه خالصي،اين است كه ديگر بازگشت به آن گناه نكند. روايات متعددي كه از ائمه«ع» وارد شده نيز همين حقيقت را تأئيد مي‌كند.ازجمله در حديثي كه از امام‌صادق«ع» سؤال شد: منظور از«توبوا إلي‌الله توبه نصوحا» چيست؟ امام«ع» فرمود: «يتوب العبد ثم لايعود فيه؛منظور اين است كه بنده از گناه خود توبه كند و به سوي آن گناه بازنگردد.»
درحديث ديگري از امام‌هادي«ع» نقل شده كه در پاسخ اين سؤال فرمودند: «أن يكون الباطلن كالظاهر؛ توبه نصوح آن است كه باطن انسان درتوبه كردن همانند ظاهر او باشد.»
احاديث متعدد ديگري نيز به اين مضمون وارد شده و همه آنها اين حقيقت را تأئيد مي‌كند كه مراد از توبه نصوح،همان توبه خالص است كه بازگشتي در آن نباشد و ظاهر و باطن انسان در آن يكي باشد.
کدام اعمال، زیبایی و نورانیت را به انسان می بخشد و دراحادیث و روایات وارد شده اند؟
اولا خـلـقـت شـيـطـان از آغاز خلقت پاك و بى عيبى بود سپس با سوءاستفاده از آزادى خودبناى طغيان و سركشى گذاشت و رانده درگاه خداوند گرديد ثانيا وجود شيطان براى پيوندگان راه حـق نـه تنها زيانبخش نيست بلكه رمز تكامل نيز محسوب مى شود زيراوجود يك دشمن قوى در مـقـابل انسان باعث پرورش و ورزيدگى او مى گردد نتيجه اينكه شيطان گرچه به حكم آزادى اراده در بـرابـر اعـمـال خـلاف خود مسئول است ولى وسوسه هاى او , زيانى براى بندگان خدا و آنهايى كه مى خواهند در راه حق گام بردارند نخواهدداشت بلكه بطور غير مستقيم براى آنها ثمر بخش خواهد بود .
منبع : تفسير نمونه، آیت الله العظمی مكارم شيرازى و ديگران ج 6 ص 111
خـداوند در قرآن مى فرمايد : ان ربكم اللّه الذى خلق السموات و الارض فى سته ايام (1) مقصود از شش روز چيست ؟ در آن وقت روز و شبى نبود، بعلاوه , چرا دريك لحظه همه آنها را نيافريده است ؟
سوال فوق مشتمل بر دو قسمت است : قسمت اول اين كه مقصود از شش روز چيست , درصورتى كـه در آغاز آفرينش شب و روزى در كار نبود ؟
پاسخ اين قسمت اين است كه اصولا لفظ يوم كه مـرادف آن در زبـان فـارسى كلمه روز است , در هر مقامى روى مناسبتى معناى مخصوصى به خود مى گيرد .
مـعـمـولا ايـن لـفـظ در هـمان معناى روز كه ضد شب است به كار مى رود و در قرآن نيز در اين معنى زياد به كار رفته است ولى گاهى همين لفظ به معناى دوران استعمال مى شود ,بطورى كه اگر چيزى دورانهاى مختلفى داشته باشد , به هر دورانى يوم ( روز )اطلاق مى گردد .
مـثـلا پـيـر مردى مى گويد : روزى كودك بودم , روزى هم جوان بودم , امروز ديگر پيرشده ام چـون ايـن دورانها مانند حلقه هاى زنجير يكى به ديگرى مانند سه روز معمولى وصل است , از اين نظريه اين سه دوران مختلف زندگى را به لفظ روز تعبيرمى كند .
امـام عـلـيه السلام مى فرمايد : الدهر يومان يوم لك و يوم عليك روزگار دو روزبيش نيست , روزى به نفع تو مى گردد و روزى هم بر زيان توست يعنى انسان در طول زندگى خود دو دوران مـخـتـلف دارد , روزى در اوج قدرت است و روزى گرفتار مشكلات ويا به قول كليم كاشانى :بـدنـامى حيات دو روزى نبود بيش آن هم كليم با تو بگويم چسان گذشت يك روز صرف بستن دل شـد به اين و آن روز دگر به كندن دل زين و آن گذشت !مسلما منظور كليم از روز نيز , دوران بوده است .
روى ايـن بيان , مقصود از شش روز كه زمين و آسمان در آن آفريده شده است , شش دوران است كـه بر زمين و آسمانها گذشته تا به صورت فعلى درآمده است ; يعنى ,اين وضع فعلى در زمين و اجـرام آسـمانى نتيجه يك سلسله تحولات پى در پى است كه درآنها پديد آمده و در نتيجه پس از طى اين مراحل , به صورت فعلى درآمده اند , حال ممكن است مدت يك دوران , ده ميليون سال يا ده ميليارد سال بوده باشد .
قـسـمـت دوم ايـن اسـت كه چرا تمام آنها را در يك لحظه خلق نكرده و بطور تدريج ,خلقت آنها صورت پذيرفت ؟
پاسخ اين سوال اين است كه : جهانى كه ما در آن زندگى مى كنيم , جهان ماده اسـت وتـكـامل تدريجى از آثار لاينفك موجود مادى به شمار مى رود و امور مادى بالطبع درطى زمان از صورتى به صورتى درآمده و مراحلى را طى مى نمايد و در نتيجه يك پديده كامل مى شود و زمين و آسمانها نيز از اين قانون مستثنا نيست .
شـمـا هـر كـدام از پديده هاى مادى را در نظر بگيريد ملاحظه خواهيد كرد كه تمام آنهاتدريجا از نردبان تكامل بالا مى روند .
گـيـاهان و درختان پس از گذشت زمانى مثلا به صورت يك بوته گل , يا يك درخت برومند در مـى آيند ; معادن و منابع تحت الارضى , بامرور زمان پس از فعل و انفعالات زيادى متحول به يك مـاده مـعـدنـى مـى شود , حيوان وانسان تا دوران جنينى را در رحم در مدت مخصوصى به پايان نرساند , نمى تواند درجهان وسيعترى زندگى كند و اين قانون در همه جا و همه چيز جهان ماده حكومت مى كند .
پی نوشتها :
1 - سـوره يـونـس , آيـه 3 ; ( پروردگار شما , خداوندى است كه آسمانها و زمين را درشش روز [ شش دوران ] آفريد .
منبع : پاسخ به پرسشهاى مذهبى، آیت الله العظمی مكارم شيرازى و آیت الله جعفر سبحانى
خـداوند در قرآن مى فرمايد : ان ربكم اللّه الذى خلق السموات و الارض فى سته ايام (1) مقصود از شش روز چيست ؟ در آن وقت روز و شبى نبود، بعلاوه , چرا دريك لحظه همه آنها را نيافريده است ؟
سوال فوق مشتمل بر دو قسمت است : قسمت اول اين كه مقصود از شش روز چيست , درصورتى كـه در آغاز آفرينش شب و روزى در كار نبود ؟
پاسخ اين قسمت اين است كه اصولا لفظ يوم كه مـرادف آن در زبـان فـارسى كلمه روز است , در هر مقامى روى مناسبتى معناى مخصوصى به خود مى گيرد .
مـعـمـولا ايـن لـفـظ در هـمان معناى روز كه ضد شب است به كار مى رود و در قرآن نيز در اين معنى زياد به كار رفته است ولى گاهى همين لفظ به معناى دوران استعمال مى شود ,بطورى كه اگر چيزى دورانهاى مختلفى داشته باشد , به هر دورانى يوم ( روز )اطلاق مى گردد .
مـثـلا پـيـر مردى مى گويد : روزى كودك بودم , روزى هم جوان بودم , امروز ديگر پيرشده ام چـون ايـن دورانها مانند حلقه هاى زنجير يكى به ديگرى مانند سه روز معمولى وصل است , از اين نظريه اين سه دوران مختلف زندگى را به لفظ روز تعبيرمى كند .
امـام عـلـيه السلام مى فرمايد : الدهر يومان يوم لك و يوم عليك روزگار دو روزبيش نيست , روزى به نفع تو مى گردد و روزى هم بر زيان توست يعنى انسان در طول زندگى خود دو دوران مـخـتـلف دارد , روزى در اوج قدرت است و روزى گرفتار مشكلات ويا به قول كليم كاشانى :بـدنـامى حيات دو روزى نبود بيش آن هم كليم با تو بگويم چسان گذشت يك روز صرف بستن دل شـد به اين و آن روز دگر به كندن دل زين و آن گذشت !مسلما منظور كليم از روز نيز , دوران بوده است .
روى ايـن بيان , مقصود از شش روز كه زمين و آسمان در آن آفريده شده است , شش دوران است كـه بر زمين و آسمانها گذشته تا به صورت فعلى درآمده است ; يعنى ,اين وضع فعلى در زمين و اجـرام آسـمانى نتيجه يك سلسله تحولات پى در پى است كه درآنها پديد آمده و در نتيجه پس از طى اين مراحل , به صورت فعلى درآمده اند , حال ممكن است مدت يك دوران , ده ميليون سال يا ده ميليارد سال بوده باشد .
قـسـمـت دوم ايـن اسـت كه چرا تمام آنها را در يك لحظه خلق نكرده و بطور تدريج ,خلقت آنها صورت پذيرفت ؟
پاسخ اين سوال اين است كه : جهانى كه ما در آن زندگى مى كنيم , جهان ماده اسـت وتـكـامل تدريجى از آثار لاينفك موجود مادى به شمار مى رود و امور مادى بالطبع درطى زمان از صورتى به صورتى درآمده و مراحلى را طى مى نمايد و در نتيجه يك پديده كامل مى شود و زمين و آسمانها نيز از اين قانون مستثنا نيست .
شـمـا هـر كـدام از پديده هاى مادى را در نظر بگيريد ملاحظه خواهيد كرد كه تمام آنهاتدريجا از نردبان تكامل بالا مى روند .
گـيـاهان و درختان پس از گذشت زمانى مثلا به صورت يك بوته گل , يا يك درخت برومند در مـى آيند ; معادن و منابع تحت الارضى , بامرور زمان پس از فعل و انفعالات زيادى متحول به يك مـاده مـعـدنـى مـى شود , حيوان وانسان تا دوران جنينى را در رحم در مدت مخصوصى به پايان نرساند , نمى تواند درجهان وسيعترى زندگى كند و اين قانون در همه جا و همه چيز جهان ماده حكومت مى كند .
پی نوشتها :
1 - سـوره يـونـس , آيـه 3 ; ( پروردگار شما , خداوندى است كه آسمانها و زمين را درشش روز [ شش دوران ] آفريد .
منبع : پاسخ به پرسشهاى مذهبى، آیت الله العظمی مكارم شيرازى و آیت الله جعفر سبحانى
 
آخرین پرسش و پاسخ های گروه حدیث شناسی
آیا این که بعضی از افراد در شب اول ربیع الاول، شبانه به مسجد می روند و آرزو و دعا می کنند، بدعت در دین نیست؟ آیا سند روایی دارد؟ آیا این حدیث که هر کس به من بشارت ماه ربیع را بدهد من او را به بهشت مژده خواهم داد، از پیغمبر اکرم (ص) است؟
ماه ربیع الاول بهار ماه ها است. با حلول این ماه ، ماه پر از حزن و اندوه صفر که ماه مصیبت های بزرگ اهل بیت رسول خدا (ص) بود به پایان رسیده است. اوج مصيبت ماه صفر در دهه سوم آن است. با اربعين شروع مي شود و به ايام رحلت حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص) و شهادت سبط اكبرش، حضرت امام حسن مجتبي (ع) و غروب خورشيد طوس، حضرت علي بن موسي الرضا (ع) ختم مي شود. و از طرف دیگر در اين ماه ميلاد رسول خدا (ص) که رحمة للعالمین است، واقع شده است و مي‌توان ادعا كرد از اول آفرينش زمين رحمتي مانند آن بر زمين فرود نيامده است؛ زيرا برتري اين رحمت بر ساير رحمت هاي الهي مانند برتري رسول خدا بر ساير مخلوقات است[1].
اول ربیع الاول به نقل منابع تاریخی روز هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه است[2] هم از این جهت و هم از جهت این که مولودهای با برکتی در آن واقع شده است بسیار مبارک و میمون است.
سید بن طاووس در کتاب الاقبال در فضیلت این ماه جملاتی آورده است و از اتفاقات مبارک این ماه، هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه و سلامت ایشان از نیرنگ دشمنان برای قتل ایشان در شب لیلة المبیت را بر شمرده است و نماز شکر را به نشانه شکر گذاری از خدا در این روز مناسب می داند و از قول شیخ مفید نقل کرده است که روزۀ این روز به دلیل موفقیت پیامبر(ص) و نجات ایشان از دست دشمنان مستحب است و در نهایت دعایی برای این روز نقل کرده اند.[3]
مرحوم جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب المراقبات نوشته است: "اين ماه همانگونه كه از اسم آن پيداست بهار ماه‏ها است، بجهت اين كه آثار رحمت خداوند در آن هويداست. در اين ماه ذخاير بركات خداوند و نورهاى زيبای او بر زمين فرود آمده است؛ زيرا ميلاد رسول خدا (ص) و سلّم در اين ماه است و مى‏توان ادعا كرد از اول آفرينش زمين رحمتى مانند آن بر زمين فرود نيامده است ... بر مسلمان مراقب واجب است با تمام تلاش خود در شكرگزارى اين نعمت بزرگ كوشش و سعى كند..."[4].
شیخ عباس قمی نیز در مفاتیح در اعمال ماه ربیع الاول آورده است: "روز اول علما گفته‏اند مستحب است كه براى تشكر نعمت سلامتى رسول خدا (ص) و أمير المؤمنين (ع) روزه بدارند و زيارت آن دو بزرگوار در اين روز مناسب است".‏[5]
در کتب ادعیه و روایات چیز دیگری در اعمال شب و روز اول ماه ربیع الاول، غیر از آنچه که بیان گردید، یافت نشد، اما عدم وجود روایت در بارۀ اعمال خیر و مستحبات در منابع دینی، دلیل بر بدعت بودن انجام آنها نیست؛ زیرا انجام همۀ کارهای خیر از جمله حضور در مسجد، عبادت، دعا و مناجات با خدا در هر زمان مستحب و پسندیده است و انجام آنها با قصد قربت و به امید ثواب هیچ اشکالی ندارد، اما در صورتی که به دروغ عمل خاصی (هر چند پسندیده را) به دین نسبت دهند بدعت و حرام خواهد بود؛ زیرا بدعت در دین و شرع به معنای " نسبت دادن چيزي به دين در حالي که در واقع جزء دين و شريعت نيست".
اما در مورد مژده بهشت دادن پیامبر به کسی که بشارت ماه ربیع را بدهد، ما در منابع شیعی حدیثی در این باره پیدا نکردیم.
بله صاحب تفسیر روح البیان حدیثی نقل می کند که: "کسی که مرا به اتمام ماه صفر بشارت دهد او را به بهشت بشارت می دهم"[6] و شاید این حدیث همان معنای مورد نظر را می رساند.
پی نوشتها:
[1]. ملكي تبريزي(ره)، ميرزا جواد آقا ، المراقبات.
[2].مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 55، ص367، مؤسسة الوفاء، بیروت، سال 1404ه ق.
[3]. علی بن موسی بن طاووس، الاقبال بالاعمال، ج 3، ص 105، (المکتبة الإعلانات الإسلامیة)دفتر تبلیغات اسلامی، 1377 ه ش.
[4].ملکی تبریزی، جواد، محدث بندر ریگی، ابراهیم، ترجمه المراقبات ص 65، انتشارات اخلاق، سال 1376ه ش.
[5].قمی ، عباس، مفاتیح الجنان ص 295، اسوه.
[6] "من بشرنى بخروج الصفر بشرته بالجنة"، حقى بروسوى، اسماعيل، تفسير روح البيان، ج ‏4، ص 325، دار الفكر، بيروت.
http://farsi.islamquest.net

آیا این روایت که در بحار الانوار آمده که (امام علی (ع) فرموده اند اگر کسی زعفران و سعد کوفی و عسل را باهم آمیخته کند و هر روز دو مثقال بخورد چنان حافظه ای بدست می آورد که همگان تصور می کنند که ساحر است) صحیح است یا نه ؟
بخشی از روایاتی که از پیامبر اکرم (ص) ائمه (ع) به ما رسیده است مر بوط به خواص برخی ازگیاهان، دارو ها و غذاها است. در چندین روایات به راه های تقویت حافظه اشاره شده و برای تقویت آن بعضی از غذاها و دارو ها تجویز شده است از آن جمله روایتی است که به آن اشاره کرده اید.در این روایت حضرت علی (ع) فرموده اند:" کسی که کمی زعفران خالص و کمی سعد را با مقداری عسل مخلوط کند و روزانه دو مثقال از آن را بنوشد آنقدر حافظه اش قوی خواهد شد که بیم آن می رود که ساحر شود ."[1]البته طبیبعی است تأثیر کامل این دارو بستگی به فراهم بودن سایر شرایط و نبودن مانع از تأثیر آنها دارد.
برای تقویت حافظه راه ها و دستور العمل های دیگری نیز ذکر شده است.
پی نوشت:
1. بحارالأنوار ج : 59 ص : 273،حدیث73- وَ مِنْهَا عَنْ عَلِيٍّ ع مَنْ أَخَذَ مِنَ الزَّعْفَرَانِ الْخَالِصِ جُزْءاً وَ مِنَ السُّعْدِ جُزْءاً وَ يُضَافُ إِلَيْهِمَا عَسَلًا وَ يُشْرَبُ مِنْهُ مِثْقَالَيْنِ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَإِنَّهُ يُتَخَوَّفُ عَلَيْهِ‏مِنْ شِدَّةِ الْحِفْظِ أَنْ يَكُونَ سَاحِراً.
www.islamquest.net
کتب اربعه معتبر شیعه را به همراه مؤلف آن نام ببرید؟
کتب اربعه در احادیث شیعه عبارتند از:
1-الکافی (اصول، فروع، روضه) نوشته کلینی محمد بن یعقوب متوفای 328 ه.ق .تعداد احادیث کافی 16199 ، می باشد.
2-من لا یحضره الفقیه نوشته مرحوم محمد بن بابویه معروف به شیخ صدوق (306 ـ 381 ه.ق) که حاوی 5963 حدیث می‌باشد.
3-تهذیب الاحکام که دارای 13590 حدیث می‌باشد و نویسنده آن محمد بن حسن طوسی معروف به شیخ طوسی (385 ـ 460 ه.ق) می‌باشد.
4-الاستبصار که باز نوشته مرحوم شیخ طوسی است و دارای 6531 حدیث می‌باشد.[i1
پی نوشت:
[1]جهت دستیابی به کتب فوق می‌توانید به سایت:www.al-shia.com/cgi-bin/ara-library/hadithمراجعه نمائید.
منبع: پایگاه حوزه46254625
آیا بخاری خودش احادیث کتاب صحیح را به ضعیف، موثق، صحیح، قوی، حسن تقسیم کرده است؟
الجامع الصحیح یا صحیح بخاری در مدت شانزده سال از میان ششصد هزار حدیث گزینش شده است. بخاری مقیاسی برای صحیح بودن حدیث قرار داده بود که روایات را با آن می‌سنجید ولی به گفته ابن حجر عسقلانی همیشه این معیار را رعایت نکرده است. اما مقصود اصلی از تدوین این کتاب گردآوری احادیث صحیح و مستند بوده و احادیث مطلق و موقوف به منظور استشهاد و تفسیر نقاط مبهم و مجمل در احادیث مزبور آمده است. گفته اند: بخاری کتاب خود را به بزرگان و ائمه حدیث چون احمد بن حنبل عرضه داشته که همگان بر تمام احادیث بخاری جز چهار حدیث به صحت و درستی شهادت دادند. امام الحرمین ادعا کرده که همه امت اسلامی در صحت احادیث بخاری اتفاق دارند. با این وجود بعضی از بزرگان حدیث از اهل سنت از جمله حافظ دار قطنی به نقد آن مبادرت کرده و این که احادیث آن صحیح‌ترین احادیث است مورد مناقشه قرار داده‌اند.
خلاصه اینکه خود بخاری و بسیاری از علمای اهل سنت روایات الجامع الصحیح را صحیح می‌دانسته‌اند بلکه برخی از آنان آن را پس از قرآن صحیح‌ترین کتاب دانسته‌اند. بنابراین تقسیم‌بندی سابق در این کتاب طبق آنان وجهی ندارد.
منبع: پایگاه حوزه